محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

43

يحيى بن عمر علوى ( فارسى )

يحيى بودند ، جمع شدند . حاكم بغداد كه ترسيد مردم سر مبارك يحيى را از او بگيرند ، آن را در يك صندوق نهاد و در انبار اسلحه پنهان كرد . « 1 » وضعيت اسيران يحيى پس از شهادت يحيى بن عمر ، حسين بن اسماعيل با اميرى كه از طرف مستعين عباسى به شاهى آمده بود ، قصد حمله به كوفه را داشت كه با مخالفت حسين روبه‌رو شد . « 2 » سرانجام آنها به تعقيب سربازان يحيى و هواداران او پرداختند . افراد بسيارى را اسير و در غل و زنجير كردند و به طرف بغداد حركت دادند . اسرا وضع بسيار بد و رقت‌بارى داشتند كه وخامت آن توصيف‌كردنى نيست . مورخان مىنويسند : پس از ورود حسين بن اسماعيل به بغداد ، ياران يحيى ابن عمر را وارد بغداد كردند و تا به آن روز ، هيچ اسيرى را بدان وضع رقت‌بار به شهر بغداد نياورده بودند . آنان را با پاى برهنه مىدوانيدند و هركدام عقب مىماندند ، گردنش را مىزدند . « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ ابن الوردى ، ج 1 ، ص 221 ؛ تاريخ أبى الفداء ، ج 1 ، صص 357 و 358 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 213 ؛ تاريخ الكوفه ، ص 382 ؛ الغدير ، ج 3 ، ص 336 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 356 ؛ البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 5 ؛ دائرة المعارف الشيعه ، ج 18 ، ص 506 . ( 2 ) . البداية والنهاية ، ج 11 ، ص 5 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 11 ، ص 213 . ( 3 ) . مقاتل الطالبيّين ، ص 510 ؛ تاريخ الكوفه ، ص 382 ؛ تحفة الأحباب ، ص 576 ؛ تتمّة المنتهى ، ص 337 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 4 ، ص 356 ؛ الشافى ، ج 1 ، ص 285 .